شهمردان بن أبى الخير رازى

پيشگفتار مصحح 47

روضة المنجمين ( فارسى )

ص 289 : بر چند لون باشذ يا بسرخى گرايذ ص 295 : جامه دخانى بيشتر دارند ص 404 : سپيذ باشذ با شكل گردى گرايذ ص 420 : گندم‌گون معنى برخى از لغات ص 18 : تيرست ( - سيصد ) ص 67 : موى خونين ، موى خونى ، هم خوانده مىشود و در نسخهء « ملك » « موى خوار » اين واژه در الفهرست ابن نديم « 1 » ص 612 در مورد بابك خرم دين آمده است : « مادرش ) او را ( بابك را ) برهنه در زير درختى خوابيده يافت ، و ديد زير هر موئى از موهاى سينه و سرش خون نمايان است . . . » ص 94 : آن سخن كه در فرح گفتيم نشكافته باشيم . ( شكافتن - باز نمودن ، بررسى ) ص 101 : اعتماد بر اين است كه تا بام روشن ( - فجر - پگاه - پديد آمدن بامدادين ) نتابد ص 147 : شاهول - شاغول - شاقول ص 171 : گوش داشتن ( - مراقب بودن ) گوش آن بايد داشتن كى ماه باز جاى خويش آيد ص 288 و 289 : كشيدن ستارگان ( - شهاب - نيازك ) دليل بود بر رعدوبرق كشيدن ستارگان ص 315 : رعدوبرق و سيول ( - جمع مكسر سيل ) ص 470 و 473 و 476 و 478 و 480 : كسلانى . از واژهء « كسل » به معنى سست و كاهل و بيمار ص 473 تا 478 : شمارهء « دوازده » را « دوانزده » نوشته است

--> ( 1 ) . الفهرست ابن نديم ، ترجمهء م . رضا تجدّد .